یا علی چه بگویم؟

علي، علي، علي، چه بگويم؟
چگونه بگويم؟
چطور نام تو را كه بر قلبم گره خورده است، بر زبان آورم؟
چگونه عشق ازلي ام را به تو كه در سراچه ي دلم نهان شده است
و گوش نامحرم را جاي پيغام ملكوتي او نيست، بازگو كنم؟
علي چه بگويم؟
كه مرا ممكن است به شرك متهم كنند؟
اگر پرستش جز ذات خدا مجاز بود،
بدون شك تو را مي پرستيدم.
تو تجلّي خدايي،
تو تجسّم صفات خدا و معيار هاي خدايي،
تو خليفة الله علي الارضي،
تو هدف انسانيتي،
تو خدا نيستي؛
ولي وجود تو را جز خدا پر نكرده است.
باز هم هر چه که خواهید مرا خوار کنید
دلتان خواست اگر
باز هم آزار کنید
من همانم که دلم غربت مولاست در او
داغ نامردی کوفه ست که بر پاست در او
تیغ در دست به امید تقاص آمده ام
کوفیان جان علی بهر قصاص آمده ام
پیش از هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد
پیش از تو هیچ خدایی را ندیده بودم
که پای افزاری وصله دار به پا کند
و مشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد
آه ای خدای نیمه شبهای کوفه ی تنگ
ای روشن خدا
در شبهای پیوسته تاریخ
ای روح لیله القدر
حتی اذا مطلع الفجر
چگونه شمشیری زهرآگین
پیشانی بلند تو این کتاب خداوند را از هم می گشاید
چگونه میتوان به شمشیری دریایی را شکافت..................