به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد.....
سال نو مبارک

سال نو مبارک


سكينه قلب من تويى يا حضرت معصومه (س) آنگاه كه تشنه عشقم و بى تابانه سرچشمه وصالى را جستجو مى كنم، اين حرم امن توست كه آرامش وصف ناپذير را برايم به ارمغان مى آورد. آنگاه كه زمانه به رويم چهره درهم مى كشد و دنيا روى نامردى به سويم مى گشايد اين آغوش مهربان توست كه مادرانه به سوى خود فرا مى خواند. و من عاشق سرگشته ى را بهتر از سراى تو خواهم يافت. يا مولاتى، يا حضرت معصومه(س)، حضور كبريايى توست كه از قم مدينه اى ديگر ساخته است اما قمى مانند مدينه ملاقات مخفى نگهداشتن مدفن تو را نداشته و گوهر وجودى تو را در صدف خويش مايه فخرش قرار داده است .
گوهرى كه از درخشش خود قم را مركز جهان قرار داده است و آنراتبديل به درى را درهاى بهشت كرده است. اى سكينه قلب من! حرمى تو قبله قلب من است كه من خاكى را به سوى افلاك كشانده و زنجير تعلق را از پاى عقل من مى گشايد، حرم تو محل عروج من است زيراكه دركنار تو ودر جوار توست كه از همه چيز مى گذرم و عاشق خدا مى شود و تو تنها منبع بى شائبه تسكين دردها و آلام منى، درد هايى كه آنها با مهربانى درمان مى كنى و مشكلاتى كه صبورانه گره از آنها مى گشايى. اما من هرگز به اميد تمتعات مادى به سوى تو نيامده ام چرا كه لذت معنوى كه در بر تو خواهم برد بس شيرين تر از بزرگترين لذات دنيوى است و اين فقط تجربه ثابت خواهد شد. اى عشق من، هنگامى كه شبكه هاى ضريح تو را در آغوش مى گيرم ديگر زبان در كامم نمى چرخد و هعمه خواسته هايم از يادم مى رود شايد اين از عظمت مهر و محبت ولاى تواست كه بر قلبم مى نشيند و آنچنان آرامش بر قلبم حكمفرما مى شود كه همه چيز را فراموش كرده و مبهوت و مدهوش انى مهر و محبت مى شوم .
چه مشد اگر براى هميشه د رجوار تو قرار مى گرفتم و ساكن كوى مهر تو مى شدم تا مالامال از عشق الهى مى شوم و آنگاه دم از بى وجودى و فنا مى زدم .
اى مادر مهربان من و اى معصومه كيمياى من تنها چيزى كه از تو خواستارم شفاعت من است كه مرا
با وجود بى لياقتى ام در جوار محبان خويش قرار دهی و از مى وجودى خويش مستم سازى .
يا فاطمه(س) اشفعى لنا فى الجنة
امروز بدجوری دلم گرفته بود پاشدم رفتم حرم و بعد از اینکه زیارت کردم رفتم و یه گوشه خلوت پیدا کردم قرآن رو تو بغلم گذاشتم و به خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفت: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می شد بهت نزدیك شم
گفت: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفت: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی دونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده ی گناه هست و پذیرنده ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه ی گناه ها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمی دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه كننده ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفت: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفت:
یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
يك گالري هنر در برلين آلمان، نمايشگاهي را كه مضمون يكي از پوسترهاي آن؛ جسارت به كعبه معظمه، قبلهگاه مسلمانان جهان بود، تعطيل كرد.
اين نمايشگاه از سوي گروه «Surrend» دانمارك برگزار ميشد كشوري كه در سالهاي اخير، بهعلت جسارتهاي مكرر نسبت به شخص پيامبر اكرم (ص) و دين مبين اسلام، مورد تنفر مسلمانان جهان قرار گرفته؛ و البته شهرتي براي خود دست و پا كرده است!
بنا بر گزارش «اشپيگل» چاپ آلمان، نمايشگاه مذكور پس از آن تعطيل شد كه گروهي از مسلمانان با ورود به نمايشگاه، با اشاره به توهينآميز بودن اين پوستر، نسبت به آن اعتراض كرده، خواستند كه اين پوستر از ميان آثار حاضر در نمايشگاه خارج شود.
پوستر اهانتآميز، عكسي از كعبه را نشان ميداد كه به زبان آلماني كلمات دون شاني بر روي عكس چسبانده بودند. اين پوستر درواقع يكي از 22 پوستر حاضر در نمايشگاه با موضوع «دولت اشغالگر صهيونيست» بود.
هنرمندان دانماركي اما با اعلام اينكه هرگز قصد تحريك مسلمانان را نداشتهاند، ادعا كردند: تنها قصد داشتهاند اين باور را به چالش بكشند كه يهوديان در پشت هر ماجرايي قرار دارند!
رييس گالري يادشده اعلام كرد: با توجه به اعتراضهاي انجام گرفته از سوي مسلمانان، تصميم گرفتيم تا نمايشگاه را براي مدتي تعطيل كنيم.
اين نمايشگاه جمعه گذشته آغاز شده و قرار بود تا اواخر ماه مارس ادامه داشته باشد.
منبع:http://www.abna.ir/
تنها کاری که از دستمان بر می آید این است که با توسل به حضرت معصومه سلام الله برای ظهور آقا دعا کینم.
سلام بر حسین و اربعینش!
سلام بر خاک گلگون کربلا!
سلام بر عطشناکترین لحظه!
سلام بر روزی که خروش رعد گونه زینب (س)
و آذرخش خشم امام سجاد(ع)
و زمزمه حسین بر نیزه ها
همه بغض ها را شکست!
سلام بر روزی که بارش رسای کلام زینب(س)
جانهای غافل را شستشو داد
و اینک....
بعد از گذشت چهل روز
به فرموده امام صادق(ع):آسمان در سوگ قربانیان کربلا گریست!
حقیقت شفاف تر از همیشه از افق خون سر بر آورده و کاروان به مقصد رسیده است.
امام حسن عسگری (ع) علامت مومن را پنج چیز شمرده اند:
نماز
خواندن زیارت اربعین
انگشتر کردن در دست راست
پیشانی بر خاک نهادن
بسم الله را در نماز آشکارا گفتن
عزاداریتان مقبول درگاه حق
التماس دعا
آقاي ناصر اصغر زاده موحد ، از خدام حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها مي گويد: دريکي از روزها در کفشداري حرم مطهر حضرت معصومه در شيفت کاري خود مشغول کار بودم . بعد از اتمام كار که به منزل رفتم ، ديدم درب منزلمان خيلي شلوغ است . پرسيدم : چه اتفاقي افتاده ؟ گفتند : پسر شما از بالاي پشت بام همسايه - که يک ساختمان سه طبقه بود - به پايين افتاده است ! شوکه شدم و گفتم : بچه مرده است .
در کمال نا اميدي ، به سرعت خودم را به بيمارستان رساندم و سراغ پزشک معالج پسرم رفتم و به او گفتم : من خادم حضرت معصومه (س) هستم . در حق بچه ام کوتاهي نکن ! به خاطر بي بي بچه ام را نجات بده . دکتر گفت : هر کاري از دستم مي آمد برايش انجام دادم . او مثل يک مرده افتاده است و از دست من کاري ساخته نيست . در همان حال ، رو به حرم مطهر حضرت معصومه (ع) کردم و از خانم خواستم که پسرم را نجات دهد . ناگهان ! بچه چشمهايش را باز کرد و دوباره بست . او به زندگي بازگشته بود . پسرم مدتي بعد از بيمارستان مرخص شد . امروز که حدود 16 سال از آن ماجرا مي گذرد پسرم صحيح و سالم است . من حيات دوباره او را از اربابم حضرت فاطمه معصومه (س) دارم