تبليغاتX
بانوی کویر...

بانوی کویر...

حضرت در منزل موسي بن خزرج هفده روز ماند، تا در دهم ماه ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در شهر قم وفات يافت.

بنابراين نقل و با در نظر گرفتن سال تولد حضرت، مدت عمر شريفش 27 سال و چهار ماه و ده روز بوده است و هنگام شهادت پدر بزرگوارش 8 ساله بوده است(10).

هنگاميكه حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها وفات نمود او را غسل داده كفن كردند و سپس به قبرستان بابلان حمل شد و بر در سردابي كه برايش كنده شده بود گذارده شد. در اينجا آل سعد اختلاف كردند كه چه كسي حضرتش را به سرداب پائين ببرد، تا بالآخره همه بر خادمي كه پيرمردي صالح بنام قادر بود اتفاق كردند.

هنگاميكه بدنبال او فرستادند دو سوار نقابدار را ديدند كه از جانب ريگزار به سوي آنان مي آيند. وقتي نزديك جنازه رسيدند پياده شده بر جنازه حضرت نماز گذاردند، و سپس وارد سرداب شده و جنازه را پائين برده و در آنجا دفن كردند. آنگاه خارج شدند و بدون اينكه با كسي صحبت كنند سوار شده و رفتند و كسي ندانست آنها كيستند(11).

+ نوشته شده در  ساعت 9:35  توسط معصومه اعتمادی  | 

خزان در بهار جوانی

 

 

فاطمه معصومه، ای معصومه رنج کشیده، این کدام قانون است در میان شما که باغ سبز زندگی‏تان در جوانی به خزان بنشیند؟ چگونه است که تو نیز چون مادرت در جوانی به جوار حق شتافتی؟ از چه روست که زمین گنجایش شما زنان بزرگ را ندارد؟ چگونه بوده‏اید که آسمان در آمدنتان بی‏قراری می‏کرد؟ شیفتگی شما به حق و آرمیدن در جوار مقدّس او تا کجاست که جانتان در کالبد جسم طاقت نمی‏آورد؟ بار فراق همیشه سخت است و تو نیز چون مادر بزرگوارت، این سختی را تاب نیاوردی. برای تو که شیفته برادر و مولایت بودی و چنین رنجور و خسته، داغ فراق سخت‏تر و جان‏فزاتر از آن بود که به شاخه گل وجودت آسیب نرساند، و چنین بود که چشم از دنیا بستی و بال به آسمانِ نور گشودی. درود بر تو و بر مادر مظلومت فاطمه زهرا علیهاالسلام

+ نوشته شده در  ساعت 9:37  توسط معصومه اعتمادی  | 

میلاد امام حسن عسگری (ع) بر عاشقانش مبارک


يكي از زيباترين باب هاي رحمت الهي، ساحت مقدس امام حسن عسگري(ع) فرزند امام هادي(ع) و پدر بزرگوار قائم آل محمد(عج) است. امام حسن عسگري(ع) در سال 231 هجري قمري در شهر مدينه كه محل نزول وحي و ملائكه و مكتب خاندان رسالت بود، از مادري به نام حديثه كه زني با ايمان، شجاع و با كياست بود، متولد شد.
امام حسن عسگري(ع) در سايه پدر بزرگوارش امام هادي(ع) رشد و پرورش يافت درحالي كه او به علم و زهد و تلاش و جهاد مشهور شده بود، لذا فضائل اخلاقي ومراتب علم و دانش و روح ايمان و تقوي و خصائل اهل بيت(ع) را از آن حضرت كسب كرد. امام(ع) بيست و سه سال و چند ماه با پدر بزرگوارش زندگي كرد. در خلال آن سال ها، علوم آل محمد(ص) و ميراث امامت را از او دريافت نمود. بنابراين او در علوم و جهاد و تلاش و دعوت به اصلاح در ميان امت جدش همانند پدرانش بود.
مكتب علمي امام حسن عسگري(ع)
مسئوليت مهم امام عسگري(ع) در درجه اول، حفظ مكتب اسلام، دفاع از حريم آن، دعوت به اين آيين حيات بخش و گسترش اصول و ارزش هاي آن بود. پيشوايان اهل بيت(ع) همگي براي نشر و ترويج علوم و معارف شريعت، شناساندن آن به ديگران، به ويژه طالبان دانش و معرفت و دفاع از حريم عقيده و تفكر اسلامي، كوشش هاي فكري و علمي فراواني كرده اند. بايد اذعان كرد كه آن بزرگواران، استادان، نخبگان و دانشمندان و منبع و مركز علم و شناخت در ميان امت بودند. و مسئول پاسخگويي در برابر امواج توفنده شك و ترديد، غلو، تجسم، كفر و زندقه، تصوف و بالاخره تهاجم گسترده فرهنگي كه درصدد نابودي اسلام بود و مي خواست بر تحولات عميق فرهنگي- اجتماعي كه در پرتو مكتب حياتبخش اسلام پديد آمده بود، خط پايان بكشد و هويت مكتب و امت را مخدوش سازد. امام حسن عسگري(ع) نيز همانند پدران بزرگوارش، به نقش علمي خود مي پرداخت، ضمن اينكه نشر مكتب اهل بيت(ع) را با محوريت كتاب و سنت، براساس حفظ اصالت مكتب و كشف مضامين و محتواي آن دنبال مي فرمود.(1)
دوران زندگي امام حسن عسگري(ع) يعني قرن سوم هجري، دوران پر حادثه اي بود. مكتب هاي فكري گوناگون، مواضع خود را در قبال مسايل فلسفي، كلامي، روش هاي فقهي و حديثي كاملاً تقويت كرده و توان مقابله و برخورد فراواني داشتند. با اينحال فعاليت فكري- فرهنگي، در آن شرايط و موقعيت به طور عمده، حول چند محور مي چرخيد. درواقع چند مكتب و روش فعال بيشتر وجود نداشت. در اين ميان اهل بيت(ع) داراي مكتب ممتازي در فقه، حديث، تفسير، انديشه سياسي و علم كلام بودند. كسي كه زندگي پيشوايان اهل بيت(ع) را مطالعه كند. به روشني درمي يابد كه هر امام در زمان خويش عهده دار اين مكتب علمي بود و دانش پژوهان را از چشمه سار علوم و معارف آن سيراب مي نمود.
همچنانكه امام حسن عسگري(ع) نيز به عنوان مشعلدار دانش و بينش، محور تمام عالمان و دانشوران محسوب مي گرديد و همگان به او، به مثابه قله رفيع معرفت و بلنداي فضل و كمال با دست اشاره مي كردند و از احترام و تعظيمش غفلت نمي ورزيدند.
دوره حساس و بحراني كه وجود مبارك امام حسن عسگري(ع) در آن متجلي شد، با شش تن از خلفاي عباسي يعني متوكل، معتز، مستعين، مستنصر، مهتدي و معتمد، معاصر بود، تنها دوران حكومت معتمد كه خونريزترين آنان نيز بود، 23 سال به طول انجاميد و براساس روايتي هزاران نفر از مردم در اين دوره توسط او به قتل رسيدند و اما مهمترين ويژگي اين دوران كه برحسب احاديث متواتر، مردم و از جمله حكومت عباسي انتظار آن را كشيدند، تولد امام زمان (عج) و پايه ريزي قيام آزادي بخش آن حضرت بود.
دستگاه حكومت عباسي با آگاهي از اين مسئله، با ترس و وحشت فراوان امام حسن عسگري و اطرافيان او را تحت نظر داشت. به طوري كه حتي جاسوساني در بيت و خانه امام گمارده بودند تا كوچكترين خبرها را گزارش كنند. خود امام حسن عسگري نيز شديداً تحت فشار بود و بارها دستگير و زنداني شد.
امام حسن عسگري(ع) در بيشترين دوران حيات، در محاصره نظاميان حكومت قرار داشت. با تمام اين احوال، امام(ع) چنان دقيق و مدبرانه زمام امور را در دست داشتند كه چه در زندان و چه بيرون از آن توانست هدايت مردم و انتقال مسئوليت خطير امام به حضرت حجت و محافظت از ايشان را به نحو احسن به انجام رساند. با گذشت زمان وعده حق، نزديكتر و ترس عباسيان افزونتر مي شد. به همين خاطر با توطئه اي رذيلانه، امام حسن عسگري را مسموم و موجبات شهادت او را فراهم كردند. پس از سوءقصد به جان امام حسن عسگري(ع) ايشان به مدت هشت روز در منزل بستري بود در اين ميان وابستگان حكومت جور و حتي خود خليفه عباسي براي ظاهرسازي و فريب مردم به عيادت امام رفته و حتي طبيبان متعدد بر بالين او حاضر مي كردند كه اين مسئله خود بيانگر قدرت شيعيان و ترس حكام از ايشان بود. اما سرانجام در هشتم ربيع الاول سال 260 هجري قمري پس از 28 سال زندگي دنيوي و 6 سال امامت به شهادت رسيد و پرچم انقلاب جهاني را به دست باكفايت حضرت مهدي(عج) سپرد.
شمه اي از گفتار و هدايت هاي امام حسن عسگري(ع)
در كلمات كوتاه امام حسن عسگري(ع)، حكمت و هدايت و فضائل اخلاقي و دعوت به شناخت خدا و اطاعت از او را مي خوانيم و مي بينيم كه اين گفتار حكيمانه، داراي تحليلهاي اجتماعي و ارزش روحي و تعبدي است.
¤ مجادله مكن، چون ارزش تو از بين مي رود. مزاح مكن چون بر تو جري مي شوند.
¤ به همه سلام كردن و در مجلس پايين تر از مقام خود نشستن، نشانه فروتني است.
¤ از جمله مصيبتهاي كمرشكن اين است كه همسايه انسان، نيكي هايش را سرپوش گذارد و بديهاي همسايه را افشا نمايد.
¤ كليد هر شري، غضب است.
¤ قلب احمق، در دهان او و دهان حكيم در قلب اوست.
¤ كمترين آسايش را در بين مردم كينه توزان دارند.
¤ دوست مرد نادان، در رنج و زحمت است.
¤ جرأت و جسارت فرزند نسبت به پدر در كودكي، موجب نافرماني و عاق شدن او در هنگام بزرگي است.
¤ فروتني، نعمتي است كه كسي به آن حسادت نمي ورزد.
¤ عبادت به زيادي روزه و نماز نيست، بلكه به فكر زياد درباره كار خداست.
¤ هيچ بلايي وجود ندارد، مگر اينكه نعمتي او را احاطه كرده است.
¤ كسي كه برادرش را مخفيانه موعظه كند به او زينت بخشيده و كسي كه او را در انظار مردم پند دهد، با او دشمني كرده است.(2)
پي نوشتها:
1- سرچشمه هاي نور- امام حسن عسگري(ع)، محمود شريفي، ص 84
2- همان- ص 123

+ نوشته شده در  ساعت 17:28  توسط معصومه اعتمادی  | 

عبور از ساوه و ...

 

هنگاميكه آن حضرت به ساوه رسيد مخالفين اهل بيت عليهم السلام با خبر شدند و در صدد آزار آنان برآمده جنگ نمودند تا همه برادرها و برادرزاده هاي حضرت معصومه سلام الله عليها شهيد شدند، كه عده كشته شدگان 23 نفر مرد بودند.

اهالي قم با خبر شده بكمك شتافتند، ولي وقتي رسيدند كه همه مردها شهيد شده بودند. از طرفي حضرت معصومه سلام الله عليها در اثر حزن و اندوه بسيار از مصيبت وارده مريض شد(6).

در آن زمان مردم ساوه سني متعصب بودند و نسبت به خاندان علوي كينه مي ورزيدند، لذا حضرت سؤال فرمودند: بين ما و قم چقدر فاصله است؟ عرض كردند: ده فرسخ. فرمود: مرا به قم ببريد زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود:"شهر قم مركز شيعيان ما مي باشد"(7).

حضرت معصومه سلام الله عليها در 23 ربيع الاول سال 201 هجري قمري وارد قم شده و به خواهش موسي بن خزرج بن سعد اشعري كه از بزرگان قم بود، منزل ايشان را به قدوم خود منور ساختند.

+ نوشته شده در  ساعت 22:52  توسط معصومه اعتمادی  | 

با تو نجوا مى كنم اى ماه عفت واى عطر باغ محمدى ...

سلام.

سلامى به وسعت تنهائى و غربت قدس و فلسطين

سلام، سلامى به پهنا وعمق مظلوميت در ديدگان كودكان صبرا و شكيلا و جنين سلام، سلام اى سرچشمه جوشان حكمت و معرفت

اى كه وقتى بلبلان بر آسمان ضريحت اذان مى گويند ملائك صف اندر صف بر تو قامت مى بندند و صداى تكبير شهيدان از گلدسته هايت بلند است، گنبد سر به فلك كشيده ات همواره د رطول تاريخ شاهد و نظاره گر پرپرشدن شكوفه هاى سر برآورده از زير خاك ظلمتها و جهالتها بوده است .

اى كه همواره شهيدان سوار بر بالهاى سپيد فرشتگان بر مزارت فرود مى آيند و در حاليكه از شكوه خلقت رب جليل در وجود مطهرت در شگفتند سر به آستان نورانيت مى سايند و بر گرد شمع وجودت رقص عشق كنان به ذكر «سبوح قدوس ربّ الملائكه والروح» مى پردازند.

اى درّ يگانه آل محمد (ص);در اين ايام و روزها در و ديوار آسمان دلم سياه پوش و عزادار در دانه فاطمه الزهراء (س) است، در بهار امسال شكوفه هاى بهارى عطر عاشورا را در كوچه پس كوچه هاى غربت گرفته دلم مى پراكنند، لاله ها به ياد خون حسين عليه السلام جامه سرخ بر تن مى كنند و سبزه هابه ياد پرچم سبز حسين، لواى سبز افراشته اند و زمين تشنه و عطشان دلم از شط فرات به ياد شهامت و وفادارى عاشورا آب مى نوشد و سيراب مى گردد ليكن قنارى شكسته بال دلم ديگر توان ماندن ونظاره كردن ندارد و مدام با بالهاى خسته و خونين خود به هر گوشه اى از قفس دلم مى كوبد، گويا هواى عاشوراى قدس و فلسطين را بر سر دارد و نداى «هل من ناصر ينصرنى» را از صحيفه دل مى شنود، اما اين بار نه از كربلاى حسين كه از كربلاى فلسطين اى سلاله پاك رسول (ص): به ناگاه پنجره دلم را رو به درياى لطف و رحمت و صحن و سراى نورانيت مى گشايم، پرنده دلم در آسمان اين معنويت ناب به پرواز در مى آيد و در غروبى سنگين و مقابل گنبد و بارگاهت مى آرامد و مى سرايد از كربلاى خونين فلسطين و مى سرايد كه اى حبيبه حق; صداى مظلوميّت خواهى كودكان و زنان و مردان فلسطين در زير خنجر سكوت و بى تقاوتى قدرتمندان سر بريده مى شود و اين بار نيز سر از تن آزادى و آزاده خواهى جدا مى كنند و براى پاك كردن اين لكه ننگين هر چند شكوفه ها را زير خروارها خاك پنهان مى كنند و ليكن عطر دل انگيز اين گلها رهبرى آزادگيشان است كه فضاى سراسر گيجى را مصفا نموده است و آواى قرآن خواندنشان حتى فرشته ها را نيز به سجده مى دارد لكن يزيد و يزيديان زمانه اين بار نيز يا پيام رهبر و مقتداى زمانمان، پتك رسوايى بر سرهاى خواب گرفته شان كوبيده مى شود.

اى تاج كرامات ابدى :

قنارى شكسته بال دلم، هماره هر زمان اندوهى بس بزرگ ديگرى رانيز با خود دارد و آن فراق مهدى ريحانة الرسول مى باشد .

با تو نجوا مى كنم اى ماه عفت واى عطر باغ محمدى ;پس كى اين خورشيد نقاب از چهره برمى دارد و از پشت ابرها به بيرون تلألؤ مى نمايد .

كى مى آيد تا با ناى عدالت بر اين كالبدهاى مسخ شده و هويت گم گشته جان بخشد،كى مى آيد تا ما هم همراهش نام نامى حسين (ع) را زيب زبان نمائيم و لواى حماسه حسينى را بر دوش كشيم و سيره سرخ آن عزيز را سراج راه نمائيم و انتقام كربلاى حسين و كربلاى مقدس و فلسطين را بگيريم .

و درپرتو نور وجودش به تن هاى بى رمق زندگى و جوشش و خرمى بخشيم و علفهاى هرز خمودى و بى تفاوتى را از دامن جانها بزدائيم .

«اللهم عجل فى فرج مولانا الاامام المهدى»

+ نوشته شده در  ساعت 9:43  توسط معصومه اعتمادی  | 

بانوی برتر

 

فاطمه معصومه(س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی در بین فرزندان موسی بن جعفر(ع) بعد از برادرش - علی بن موسی الرضا(ع)- در والاترین رتبه جای دارد.

این در حالی است که بنابر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم(ع)، حداقل هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی مکرمه، سرآمد بوده است.

حاج شیخ عباس قمی آن گاه که از دختران موسی بن جعفر(ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه(س) می نویسد: «برحسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه؛ فاطمه بنت امام موسی(ع) معروف به حضرت معصومه است.»

اما شیخ محمدتقی تستری در «قاموس الرجال» پا را فراتر می نهد و فضیلت وی را نه تنها در بین دختران، بلکه بین پسران حضرت به غیر از امام رضا(ع) هم بی نظیر می داند و می نویسد: «در میان فرزندان امام کاظم(ع)، با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسی هم شأن حضرت معصومه(س) نیست.»

بی گمان این نحوه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع)، بر برداشتهایی استوار است که از متن روایات وارده از ائمه به دست آمده است؛ روایاتی که مقامهایی را برای فاطمه معصومه(س) برشمرده اند، مقامی که نظیر آن را برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و بدین ترتیب، نام فاطمه معصومه(س) را در شمار زنان برتر جهان قرار داده اند. از این رو، لزوم تحقیق و تشریح پیرامون مراتب تربیت و مقامهای معنوی و کمالات اخلاقی، در حد ممکن دو چندان می شود.

 

+ نوشته شده در  ساعت 21:16  توسط معصومه اعتمادی  | 

معصومه اى را در غريبى و غربت همچون زينب درپى برادر يافتم...

 

السلام عليك يا بنت موسى بن جعفر(ع)

معصومه اى را در پاكى و معنويت يافتم، معصومه اى را در غريبى و غربت همچون زينب درپى برادر يافتم. «يا اخت ولى الله» معصومه اى را كه نشانه قبر مادرش بود يافتم. «يا بنت فاطمه (س)» معصومه اى را كه بوى مدينه و غريبى تنهايى بقيع را به همراه داشت يافتم. «يا بنت الحسن (ع)» معصومه اى را كه پيام آور مظلوميت و غربت كربلا بود يافتم «يا بنت الحسين (ع)».

حال به خود مى بالم واحساس آرامش مى كنم كه تو را يافتم، باز به خود مى بالم كه در سرزمينى متولد شدم كه خاكش بوى بهشتى را مى دهد كه وعده خدا بخاطر قدومت به مردمان اين سرزمين وارد شده است كه «من زارها عارفا بحقها فله الجنة» .

يا« عمة ولى الله »پى بردن به اسرار وجودت بسيار سخت است و هيچ قلمى و مغز شاعرى نمى تواند آن طور كه شايسته توست بگويد و بنويسد و هيچ اشكى نمى تواند زخم غريبى و دورى برادرت را تسكين دهد واين تويى تسكين دهنده دردهاى غريب.

اگر تو نبودى كبوتران، پرواز عشق سر نمى دادند و اين چنين دلربايى گنبد نيلگونت نمى شوند .

چه زيباست آن لحظه اى كه عاشقانت مسحور جمال كبريائيت مى شوند ودر پى نسيم رحمت و شفاعتت سرمست، كه «عرف الله بيننا و بينكم فى الجنة» .

وجود، هميشه سرشار كرامت توست و از وجود شماست كه درهاى بهشت به رويمان گشوده است .

«يا فاطمه اشفعى لنا فى الجنة»

+ نوشته شده در  ساعت 13:45  توسط معصومه اعتمادی  | 

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 

تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است

+ نوشته شده در  ساعت 9:42  توسط معصومه اعتمادی  | 

مطالب قدیمی‌تر