تبليغاتX
بانوی کویر...

بانوی کویر...

شخصيت هاي معروف، مدفون در قم

 

شخصيت هاي برجسته اي كه در طول تاريخ، در قم به خاك سپرده شده اند بسيارند، كه قبلاً نام بعضي از آنها ذكر شد، در اينجا براي رعايت اختصار، تنها به ذكر نام آنها اكتفا مي كنيم:

1ـ علي بن حسين بن موسي بن بابويه، معروف به ابن بابويه، پدر شيخ صدوق(ره) وي به سال 329 هـ . ق در قم وفات يافت، مرقدش داراي بارگاه باشكوهي است كه جنب آغاز خيابان چهارمردان در قسمت چپ، قرار گرفته است.

2ـ زكريا بن آدم، از اصحاب امام رضا   (ع)

3ـ آدم بن اسحاق.

4ـ زكريا بن ادريس، از اصحاب ائمه(ع) مرقد مبارك اين سه تن در قبرستان شيخان است.

5ـ‌علي بن ابراهيم، و محمدبن قولويه، كه قبرشان در يكجا در كنار باغ شهرداري است.

6ـ قطب راوندي، محدث و فقيه بزرگ شيعه در قرن ششم، كه قبرش در صحن نو در قسمت جنوب، مرتفع و مشخص است.

7ـ محمد طاهربن محمد بن القمي، الشيرازي الاصل، كه شيخ الاسلام قم در عصر خود بود، قبرش در شيخان قم است.

 


منبع مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 17:25  توسط معصومه اعتمادی  | 

اینجا قم است یا مدینه!

 

می‏دانستم فصل خوشبختی کبوتران شهر، طولانی نیست؛ آن‏گاه که در هوای آشنای مهربانی‏ات بال می‏زدند و از کرامت دستان تو، آب و دانه می‏ستاندندمی‏دانستم روزگار شادی کوچه‏های شهر، طولانی نیست؛ وقتی قدم بر دیدگان ملتمسشان می‏گذاشتی و به عطر خوش بهشت، معطرشان می‏کردی، هنوز از جای گام‏هایت،می‏شود عطر و بوی آسمان‏ها را استشمام کردمی‏دانستم عمر روزهای قشنگ و طلایی شهر، کوتاه است؛ آن‏گاه که هر صبح، در هوای زلال نگاهت پلک می‏گشود و در عطر شناور مهربانی‏ات نفس تازه می‏کرد..

آه، بانوی کویر! هفده طلوع، شهر، میهمان آفتاب معصومانه نگاه فاطمی‏ات بود.

هفده روز، شهر، در هوای رقیق رحمت و کرامتتان نفس کشید و جان گرفت.

هفده روز، تمام کوچه‏ها و درخت‏ها ـ در فوران محبت بی‏دریغ ـ زیر سایبان امن و آسمانی حضورش آسودند.

هفده روز، سلام شهر را با لهجه فرشتگان پاسخ گفتی...

از جاده‏های طولانی غربت آمده بودی. مسیر عبورتان هنوز، از رویش یاس‏های سپید معطر است به جست‏وجوی نگاه مهربان برادر آمده بودید که دست تقدیر، ستاره دنباله‏دار و روشن حضورتان را به آسمان دور افتاده و مجهول قم کشاند..

از آن روز به بعد، قم قداست یافت؛ قم، شناسنامه شیعه شد.

از آن روز به بعد، پای فرشتگان به قم باز شد، و کبوتران، حرم امنی یافتند برای آسایش.

بوی فاطمه علیهاالسلام می‏آید از چادرت بانو! بعد از این، شهر، دلتنگی‏هایش را می‏آورد تا بیت‏النور، تا به عطر دعایی، عقد، از غم‏هایش باز کنید.کم‏کم شهر داشت حضور آسمانی‏ات را باور می‏کرد که ناگهان رفتنت، آواری از اندوه نشاند بر روح و جان خسته اهالی..

سنگینی چمدان عروجت را شانه‏های نحیف شهر، ناتوان است.

بانو! بی‏جهت نیست که هوای غم، همیشه گرفته و حزن‏آور است.

بی‏جهت نیست، بی‏تابی کبوتران در حوالی گلدسته‏هایت.

زود بود که بر چینی سفره احسان و کرامتت را.

حالا هر بار دلم می‏گیرد، دلتنگی‏ام را پناه می‏آورم به حرم امن تو. می‏گریزم از هوای راکد پیرامونم تا هوای کریمانه تو جانی تازه بگیرم، تا در جذبه اهورایی نگاهت رها شوم در لحظه‏های بی‏خویشی از خود. این‏بار دلم را گره می‏زنم به ضریح نقره‏ای‏ات تا عقده دلم را تو باز کنی

تو رفتی و چشم‏های منتظر شهر، تا همیشه! به جست‏وجوی تو به آسمان‏ها خیره است.

تو رفته‏ای و در هر سینه‏ای، بیت الاحزانی به پاست.

ببار، بارانی از آن نگاه آرامش‏بخش و معصومانه‏ات را بر سر اهالی، تا تسلّای خاطری باشد.

داغت چقدر سنگین است.

نمی‏دانم، اینجا قم است یا مدینه؛ مدینه‏ای به پا کرده‏ای در قم

بیت النورت، ادامه‏ی اندوه بیت الاحزان یاس غریب علی علیه‏السلام است.

حُزن ناله‏های معصومانه‏ات چقدر فاطمی است! بی‏جهت نیست که حال و هوای حرمت این‏قدر غریب است و در گستره حرم، غربت جریان دارد.

بانو! صدایم کن؛ دلم را از ازدحام هیاهوی دلبستگی‏ها برهان.

مرا رها کن از این همه «خواستن‏ها»؛ بگذار لحظه‏ای سر بر شانه اهورایی لحظه‏هایت بگذارم و عابر کوچه‏های آسمان‏ها باشم! مرا بخوان تا زائرت شوم چون فرشتگانی که هر صبح و شام مزارت را به طوافی عاشقانه درآورده‏اند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:36  توسط معصومه اعتمادی  | 

ماجرای سفر خراسان

 

از بزرگان اهل قم نقل شده كه وقتي مأمون امام رضا عليه السلام را از مدينه به مرو طلب كرد يكسال بعد از آن خواهرش حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها به اشتياق ديدار برادر از مدينه بسوي مرو حركت كرد(4).

در اين سفر حضرت معصومه سلام الله عليها با چهار نفر از برادران تني خود: فضل، جعفر، هادي و قاسم و بعضي از برادرزاده ها و چند نفر خدمه همراه بود(5).

+ نوشته شده در  ساعت 14:49  توسط معصومه اعتمادی  | 

حرفهای یک زائر هنگام ترک حرم

 

در حالى مى روم كه نيمى از دلم راكنارت جا نهاده ام و سنگينى كوله بار گناهان دوشها راخميده و روى ِ مسافت نفسم را به شماره انداخته است .

اى بانو! چقدر زندگى با تو زيبااست آندم كه صورت بر ضريح مباركت مى گذارم و با مرواريدهاى غلتان اشك آن رامى شويم. اصلاً زندگى معناى ديگرى مى گيرد درجوارت. غم واندوه، ديگر جايى ندارد و شادى همچون لباسى سراپاى وجود رامى پوشاند. اشكى هم اگرباشد و آهى كه هست، مرهمى است بر دردهاى ناعلاج. مرهمى است بر كهنه زخم قلبها.

هجران گل نرگس، جراحتى عظيم بر دلهامان نهاده، وآتشى در قلبهايمان بر افروخته كه فقط بازلال اشك خاموش مى شود. اشكى كه از همين آتش دل نشأت گرفته و آبراهى بر گونه ها گشوده است .

آرى! زندگى! آسمان زندگى در صحن و سرايت، آبى تر از هميشه موج مى زند و اين موسيقى اذان است كه آرامبخش روح افسرده و خسته است. خوشا به حال كبوتران سبكبالى كه هنگام بيقرارى به طواف گنبدت مى روند وپس از آن آرام برگلدسته ها مى آسايند.

بارها به حال آنها و حال كبوتران مهاجر غبطه خورده ام كه نتوانسته ام بيقرارى رادر پرواز به تصوير بكشم .

اى بانوى پاكيها! آندم كه دنيا همچون قفسى، سينه ام را مى فشارد و غل و زنجير محبت پايم را سخت در خاك فرو مى برد، دعايم كن پر پرواز مرا تا بيكران ها ببرد و دمى آسوده باشم .

+ نوشته شده در  ساعت 17:36  توسط معصومه اعتمادی  | 

ورود ایشان به قم

 

طبق اخبار صحيح هنگاميكه خبر ورود حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها به قم رسيد، اشراف قم و پيشاپيش

آنها موسي بن خزرج به استقبال آمدند، و هنگام ورود حضرت معصومه سلام الله عليها زمام شترش را موسي بن

خزرج گرفته و تا منزلش آنرا بدوش مي كشيد(8).

عده ‌زيادي سواره و پياده در اطراف محمل دختر پيغمبر براه افتادند، و زنان و مردان قم با قرباني هاي بسيار

مقدمش را گرامي داشتند(9).

+ نوشته شده در  ساعت 23:55  توسط معصومه اعتمادی  | 

روایات نقل شده از حضرت معصومه سلام الله

 

1ـ حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه و سكينه دختران امام حسين عليه السلام از ام كلثوم دختر فاطمه‌زهرا سلام الله عليها از فاطمه زهرا سلام الله عليها نقل مي كند كه فرمود: آيا فراموش كرديد كلام رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را در غدير خم كه فرمود:"هر كه را من مولاي اويم علي ملاي اوست"(23).

و كلام ديگرش كه فرمود:"تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسي هستي"(24).

2ـ حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از زينب دختر اميرالمؤمنين عليه السلام از حضرت فاطمه ‌زهرا سلام الله عليها نقل مي كند كه فرمود:"همانا هر كه با محبت آل محمد بميرد شهيد مرده است"(25).

3ـ حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين از فاطمه ‌زهرا سلام الله عليها نقل مي كند كه پيامبر صلي الله عليها و آله و سلم فرمود: هنگاميكه مرا به آسمان بردند داخل بهشت شدم در آنجا قصري از در سفيد ميان خالي ديدم كه داراي دري بود زينت شده با در و ياقوت و بر آن در پرده اي آويخته بود.

من سرم را بلند كردم، ديدم بر در نوشته است:"لا اله الا الله، محمد رسول الله، عليه ولي القوم"، يعني:"خدائي جز خداي يگانه نيست، محمد رسول خداست، علي ولي و صاحب اختيار مردم است"، و بر پرده نوشته شده بود:"به به،‌كيست مثل شيعيان علي"؟

داخل شدم، در آنجا قصري از عقيق سرخ ميان خالي ديدم كه دري داشت از نقره كه به زبرجد سبز زينت شده بود و بر آن در نيز پرده اي آويخته شده بود. سرام را بلند كردم، ديدم بر در نوشته شده:"محمد رسول خداست علي وصي مصطفي است" و بر پرده نوشته شده:"بشارت بده شيعيان علي را بحلال زادگي".

داخل شدم، قصري از زبرجد سبز ميان خالي ديدم كه بهتراز آن نديده بودم، اين قصر دري داشت از ياقوت سرخ كه با لؤلؤ زينت شده بود و بر آن در پرده اي آويخته شده بود، سرم را بلند كردم ديدم بر پرده نوشته شده:"شيعيان علي رستگارانند".

گفتم: اي حبيبم جبرئيل! اين قصر از آن كيست؟ گفت: از آن پسر عمو و جانشين تو علي بن ابيطالب است. و همه مردم در روز قيامت برهنه و پاي برهنه محشور مي شوند مگر شيعيان علي. و همه مردم را باسم مادرشان صدا مي زنند مگر شيعيان علي كه باسم پدرانشان صدا زده مي شوند.

گفتم: حبيبم جبرئيل! چرا چنين خواهد بود؟! گفت: چون اينها علي را دوست دارند، لذا حلال زاده اند(26).

4ـ حضرت فاطمه معصومه سلام عليها هنگاميكه در ساوه مريض شده به اطرافيانش فرمود: مرا به قم ببريد زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود:"شهر قم مركز شيعيان ما مي باشد"(27).

+ نوشته شده در  ساعت 10:14  توسط معصومه اعتمادی  | 

بانوی کویر

                                         

 

سرزمین کویر من آن روز 

از حضورش چه سبز می خندید

از نفس های گوهر دریا

خاک هم بوی آب میفهمید

او که از سرزمین اقیانوس

آمد و گشت میهمان کویر

صد هزاران ستاره پیدا شد

از نگاهش در آسمان کویر

+ نوشته شده در  ساعت 23:7  توسط معصومه اعتمادی  | 

شرافت نَسبي حضرت معصومه سلام الله عليها

 

فرزند امام

1ـ امام صادق عليه السلام فرمود:"…در قم بانوئي از فرزندان من بنام فاطمه از دنيا خواهد رفت"(20).

2ـ در قسمتي از زيارت نامه آمده است:"...سلام بر تو اي دختر ولي خدا".

خواهر امام

در قسمتي از زيارت نامه آمده است:"... سلام بر تو اي خواهر ولي خدا".

عمه امام

1ـ امام جواد عليه السلام فرمود:"هر كه قبر عمه ام را در قم زيارت كند بهشت سزاوار اوست"(21).

2ـ در قسمتي از زيارت نامه آمده است:"… سلام بر تو اي عمه ولي خدا".

لقب فاطمه كبري

در خانواده حضرت موسي بن جعفر عليه السلام حضرتش را بعنوان"فاطمه كبري" يعني"فاطمه بزرگ" مي خواندند(22)

+ نوشته شده در  ساعت 8:11  توسط معصومه اعتمادی  | 

مطالب قدیمی‌تر