تبليغاتX
بانوی کویر...

بانوی کویر...

غدیر در قرآن



آیه‌ی تبلیغ؛ سوره‌ی مائده، آیه ی 67‏

‏«یا ایها الرسول! بلّغ ما انزل الیک من ربّک، و ان لم تفعل، فما بلّغت رسالته، و الله ‏یعصمک من النّاس...».‏

‏«ای فرستاده! برسان آنچه را از پروردگارت به تو نازل شده، و اگر نکنی پیامش را نرسانده‏ای، و خدا نگه می‌داردت از گزند مردم...».‏

زمان، مکان و شأن نزول آیه ی تبلیغ:‏

پیش از ظهر روز هجده‌ی ذی حجه‌ی سال دهم هجری، آنَک که پیامبر (ص) به غدیر ‏رسید. پنج ساعت از روز گذشته بود که جبریل این آیت ربانی را آورد و گفت: «ای  محمد! ‏خداوند سلام می‌رساندت و می‌گویدت: «ای فرستاده! برسان آنچه را از پروردگارت بر تو ‏نازل شده» درباره‌ی علی «و اگر نکردی، پیامش را نرسانده ای...». حاجیان که یکصد هزار ‏یا بیشتر بودند، جلو داران‌شان نزدیک جُحفه بودند، جبریل فرمودش تا پیش رفتگان‌شان را ‏برگرداند و پس‌ماندگان‌شان را در آن جا نگهدارد و علی را به راهنمایی مردم بگمارد و آنچه ‏را خداوند درباره‌ی او نازل کرده به آنان برساند، و آگاهش کرد که خداوند او را از گزند مردم ‏نگه می‌دارد.‏

 

شأن نزول آیه ی تبلیغ در احادیث اهل سنت:‏

 

ابو جعفر محمد پسر جریر طبری (م 310هـ) در  کتاب الولایة به سندش از زید پسر ‏ارقم می‌گوید: «چون پیامبر(ص) در بازگشت از حجة الوداع به غدیر خُم رسید، ظهر هنگام ‏بود و هوا بسیار گرم. ‏

دستور داد تا زیر درختان کهن سال را بروبند، جاروب کردند. ‏

ندای نماز جماعت داد؛ گرد آمدیم. ‏

خطبه خواند و فرود: «خداوند بر من نازل کرد که: «آنچه را بر تو از پروردگارت نازل شده ‏برسان، اگر نکردی پیامش را نرسانده ای و خدا از گزند مردم نگه می‌داردت». ‏

جبریل از سوی پروردگارم مرا فرمود که در این جایگاه برخیزم و سیاه و سفید را آگاه سازم ‏که علی بن ابی طالب، برادرم و وصی‌ام و جانشینم و راهبر پس از من است. ‏

از جبریل خواستم که پروردگارم مرا از این مهم معاف کند چرا که می‌دانستم پذیرندگانِ ‏این مهم ‌اندکند و آزار دهندگان و سرزنش‌گرانم بسیار، چرا که علی هماره همراهم بوده و ‏من هماره با او بوده‌ام، تا آنجا که مرا "گوشی" نام نهادند [این نامی بود كه مشركان و ‏كفر برای دست‌اندازی پیامبر بر او گذاشته‌بودند چون او را زودباور می‌دانستند] و خداوند ‏فرمود «و از آنان کسانی هستند که پیامبر را می‌آزارند و می‌گویند او زودبارو است، بگو ‏زود باور برای‌تان بهتر است...»(1) اگر می‌خواهی، نامشان برم و نشان‌شان دهم ، ولی با ‏پوشاندنشان لطف کردم. ‏

لذا خداوند راضی نشد مگر به رساندن پیامش در باره‌ی علی. ‏

پس بدانید ای مردم! که خداوند او را برای شما ولی و امام گماشت، و طاعت او را بر هر ‏یک واجب ساخت، فرمان او جاری و سخن او روا، هر که نسازدش ملعون است و هر که ‏سازدش مرحوم، بشنوید و فرمان برید که خداوند مولای شماست، و علی امام شما، ‏سپس امامت در فرزندانم از نسل اوست تا رستخیز، حلالی نیست جز آنچه را خدا و ‏فرستاده‌اش حلال کرده‌اند و حرامی نیست جز آنچه را خدا و فرستاده‌اش حرام کرده اند. ‏دانشی نیست مگر که خداوند آن را در من گرد آورد و من به علی منتقل کرده‌ام، پس از ‏او ره گم نکنید و از او دست برندارید، اوست کسی که به حق ره نماید و به حق عمل ‏کند، هر که او را انکار کند خدا هرگز توبه‌اش را نپذیرد و هرگز او را نیامرزد و بر خداست که ‏حتماً چنان کند و کیفر دهدش کیفری سخت و جاوانه. ‏

علی پس از من تا آنَک که روزی فرو آید و خلقی باقی باشد برترین مردم است، هر که ‏نسازدش ملعون است، سخنم سخن جبریل است و سخن جبریل سخن خداوند، پس هر ‏کسی بنگرد برای فردا چه پیش هشته. محکمات قرآن را دریابید و متشابهات آن را پی ‏نگیرید، که هرگز آن را برایتان تفسیر نکند جز این کسی که من دستش را گرفته‌ام و ‏بازویش را چسبیده‌ام.  ‏

آگاه‌تان می‌کنم که: هر که را مولای اویم این علی مولای اوست، ولایت او از سوی ‏خداست که بر من نازل فرمود. ‏

هان که ادا کردم، هان که رساندم، هان که شنواندم، هان که روشن ساختم. ‏

پس از من رهبری مؤمنان بر هیچ کس جز او روا نیست». ‏

سپس علی را بالا کشید تا آنجا که پای علی به زانوی پیامبر(ص) رسید و فرمود: «ای ‏مردم! این برادرم، وصی‌ام و در‌بردارنده‌ی دانشم و جانشینم بر هر که به من ایمان آورده، ‏و بر تفسیر کتاب پروردگارم» ‏

و بنا به روایتی: «خدایای! دوست بدار هر که را دوست داردَش و دشمن باش هر که را ‏دشمنی ورزدش و نفرین کن هر که را انکار کندش و خشم کن بر هر که حقش را انکار ‏نماید. ‏

خدای! به هنگام بیان این سخنان درباره‌ی علی، نازل فرمودی که: «امروز دینتان را برایتان ‏کامل کردم» به امامت علی، پس هر که به او اقتدا نکند و به کسانی از فرزندانم که از ‏نسل اویند تا رستخیز، آنان که کرده‌هاشان تباه شود و جاودانه در دوزخند...».‏

+ نوشته شده در  ساعت 15:48  توسط معصومه اعتمادی  | 

زیارت قبول

 


 همه ی رنج راه ، خرج سفر ، تهیه ی مقدمات زیارت و حضور در حرم و نماز و زیارت یك طرف ...

قبولى زیارت هم یك طرف !

كفه ی كدام یك سنگین ‏تر است؟

هر دیدارى «نیت‏» و «شوق‏» مى‏خواهد ؛ زیارت حرم «بى بى‏» نیز همین طور.

هر كس كه دل خود را برداشته و با یك دنیا شوق به این حریم آمده است ، لابد نیتى كرده و حاجتى دارد . هم زیارت مقدس است ، هم «شوق زیارت‏» . آنان كه از راه هاى دور، پس از مدتها آرزومندى و اشتیاق ، قدم در حرم مى‏گذارند ، مثل تشنه‏اى كه به آب برسد ، خود را «واصل‏» مى‏یابند . پس از انجام زیارت ، به یكدیگر مى‏گویند : « زیارت قبول ‏» !

راستى ... قبول كى ؟ چه كسى باید زیارت ما را قبول كند ؟ خدا ؟ فرشتگان ؟ حضرت معصومه(س) ؟

و ... از كجا بدانیم قبول شده است ‏یا نه ؟ نشانه ی قبولى زیارت به چیست ؟ اگر قبول نشود چه خواهد شد ؟ اینها همه سؤالاتى است كه در ذهن یك زائر عارف و صاحبدل وجود دارد ؛ زائری كه با همین نیت‏ به زیارت آمده است ، كامروایى‏اش نیز در این است كه به این خواسته و هدف برسد .

اگر زیارت كنى و قبول نشود ، از یك گنبد و دیوار و ایوان و صحن دیدار كرده‏اى ، نه زیارت یك حجت الهى و نور خدایى و روح پاك !

زائر، آرزومند تشرف به حرم است . نگاهش كه به گنبد طلایى و صحن باصفاى بانو مى‏افتد ، خرسند مى‏شود . چه عنایت ‏بزرگى است این سعادت ! سزاوار است كه بر این نعمت ، خدا را شكر كند . دو ركعت نماز شكر در رواق پر نور حرم ، دل را آرامش مى‏بخشد ، آنگاه زیارت بى بى.

باید خدا بپذیرد ، حضرت معصومه (س) باید به حضور بپذیرد ، اذن ورود دهد ، او باید عنایت كند ، نگاهى سرشار از عنایت ‏به زائران بیفكند . قبولى خدا شرط عمده ی این زیارتى است كه عبادتش می نامند .

زائر صاحبدل ، با همه ی عشق و محبتى كه دارد و با همه امیدى كه در دلش جوانه مى‏زند، از یك مساله نگران است و آن اینكه آیا زیارتش قبول شده است ‏یا نه ؟ این اندیشه او را آرام نمى‏گذارد . مى‏خواهد به اطمینان برسد .

باید جواب را از «دل‏» و «عمل‏»  پرسید .

دل ، گواه صداقت در عشق است و عمل ، نشانه ی درستى ادعاى محبت و دوستى . كسى كه دلش با «آل محمد» است ، عملش را نیز هماهنگ با آنان مى‏سازد .

كسى كه «نیت درونى‏» اش با مودت و ولاى «اهل بیت‏» گره خورده باشد ، «عمل بیرونى‏»اش هم هماهنگ و همرنگ با فرهنگ اخلاقى و معنوى این خاندان خواهد بود.

زائر، نشانه ی « قبولى زیارت‏» را باید در اعمال خود جستجو كند ، در هماهنگى روحش با عملش و خطش با خط اهل بیت ، با همسویى با این خاندان در پاكى گفتار و رفتار.

البته این خاندان ، كریمند و بزرگوار. ناخالصى‏هاى زائران را نادیده مى‏گیرند ، به «صدق نیت‏» زائر ، بها مى‏دهند ؛ صفاى باطن زائر برایشان ارزشمند است ، ولى با این همه، قبولى زیارت در سایه ی «معرفت‏» است . اینكه در روایات مربوط به زیارت " بى بى " و ائمه دیگر آمده است كه زائر «عارفاً بحقه ‏» باشد ، یعنى همین. زائر باید بشناسد كه مدفون در این بقعه كیست ؟ چه كرده ؟ چه گفته ؟ چگونه زیسته ؟ چه مقامى دارد ؟ چه حقى بر گردن ما دارد ؟ ما چه وظیفه‏اى در مقابل او داریم و تا چه حد به این تكلیف عمل كرده‏ایم ؟!

اهل بیت، آیینه ‏اند.

به زیارت رفتن، یعنى ایستادن در مقابل آیینه ‏هاى كمال نما. زائر در این آیینه چه مى‏بیند ؟ نورانیت آنان و تاریكى خود را ، كمالات عترت و نقص و كمبود خویش را . البته زیارت مى‏رود كه ظلمت دل خود را به نور تبدیل كند و نقص خود را در سایه كمال آنان برطرف سازد . این خاصیت «نگاه در آیینه‏» است . اگر این توفیق را یافت ، دیدارش سودمند و زیارتش قبول شده است .

خدا، كار خوب را از اهل تقوا مى‏پذیرد .

زیارتى مقبول است كه در حالات روحى ، رفتار ، اخلاق و تهذیب زائر، اثر داشته باشد ، زیارتى با معرفت ، با قصد قربت ، دور از ریا و تظاهر، بدون آمیختن آن به گناه، حفظ صفاى روح در ایام پس از زیارت ، نزدیك تر شدن به اهل بیت ، دورتر شدن از اهل معصیت ، توبه كردن ، پاك شدن و پاك ماندن.

این ها نشانه عنایت الهى به زائر است و این ها یعنى قبولى زیارت.

زیارت اگر قبول شود ، ذخیره آخرت مى‏گردد ، عامل نجات مى‏شود و حجت ‏خدا را به «بازدید» این زیارت وامى‏دارد .

اگر زائر حضرت معصومه ‏اید ، زیارت قبول !  

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 15:24  توسط معصومه اعتمادی  |