تبليغاتX
بانوی کویر...

بانوی کویر...

متون ادبی کریمه اهل بیت

اگر دل را از معرفت سرشار کنی، این‏جا درِ گشوده بهشت است.

 اگر با بال ایمان و عشق وارد شوی، این‏جا دریچه کمال و پرواز است

و اگر چشم دل بگشایی این‏جا جادّه سعادت است.

 حرم مطهر فاطمه معصومه خانه نور و ایمان و معرفت است.

 آغازِ راه بهشت است

و پنجره پرواز به آسمان سعادت.

پس بیا که چشم دل بگشاییم، به آب توبه وضو سازیم

و به زلال پاکی و طهارت دل را شست و شو دهیم

و بر آن بانوی بزرگ سلام دهیم.

این‏جا حریم نور است.

 دریغ است که دل از گناه پر کنیم و قدم در آن حرم مطهر بگذاریم.

اینجا قم است یا مدینه

خزان در بهار جوانی

با تو نجوا میکنم

معصومه را در غریبی و غربت همچون زینب در پی برادر یافتم

به جان پاک تو ای دختر امام سلام

به مناسبت ورود حضرت معصومه به قم

چشمه کویر

بانوی کرامت

حرفهای یک زائر هنگام ترک حرم

سکینه قلب من تویی یا حضرت معصومه

تو را میخوانم ای بانویی که تو را معصومه نامیدند

سلاله عشق

غریبانه

اذن دخول

قم حرم اهل بیت

تقدیم به بانوی کویر

حرفهای زائر هنگام ترک حرم

فضیلت زیارت

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:43  توسط معصومه اعتمادی  | 

و نرفته ‏ای....

 

پیش از آنکه بیایی، می‏روی. هنوز چند روزی از آمدنت نگذشته است.

روزی هم که آمده بودی، نفس‏هایت بوی رفتن می‏داد.

چون کوه آمدی و بشکوه رفتی. نیامده می‏روی.

هنوز شهر، بوی خوب بودنت را درست یاد نگرفته است که بار سفر می‏بندی؛

مگر کوتاه‏تر از این‏هم می‏شود؟!

هنوز شهر از عطر بهار آمدن کوتاهت گیج است که «ناگهان» می‏شوی؟

ناگهان‏تر از تمام رفتن‏ها، ناگهان‏تر از تمام سفرها اتفاق می‏افتی در آن سوی ابرها هنوز خیابان‏ها،

دربه‏در دیدن تو، رد پایت را بو می‏کشند.

عرق اضطراب بر پیشانی شهر، رود می‏شود که مبادا حقیقتی تلخ باشد خبر رفتنت؛

 حقیقتی تلخ‏تر از انگورهایی که مشهد را سوگوار خواهد کرد.

خبر رفتنت، مستی را از سر باغ‏های انگور می‏پراند.

پرنده‏ها لال شده‏اند تا مبادا این خبر را آواز کنند.

خب رفتنت، خوابی‏ست هول‏انگیز که شهر را از زندگی خالی خواهد کرد.

بعد از تو، شهر از ترس تنهایی قالب تهی خواهد کرد؛

مثل پرنده‏های تنهایی که حتی قفس فراموششان کرده است.

تنهایی آن‏قدر در جان شهر رسوب خواهد کرد که حتی دیگر هوا نیز در آن از جریان می‏ایستد.

شاید ابرها بعد از امروز، بوی خشکسالی بگیرند؛

مثل همین کویری که سال‏هاست مزه آب را فراموش کرده،

 مثل دریاچه نمک که زندگی را جز تلخی نمی‏داند.

روزها از امروز به بعد، روز شمارهایی می‏شوند که تنها دیوارها از زخمی روزگار می‏کنند؛

چرا که این شهر بی‏تو زندانی بیش نخواهد بود اما نه،

تو نرفته‏ای؛

تو همین جایی؛

 کدام زندان؟!

 هنوز شهر از عطر خاک مرقدت بهشت است.

هنوز گل‏های خوشبو، به بوی مهربانی تو بر این خاک می‏رویند

و آسمان،

 به شوق بوییدنت، به پابوس زمین می‏آید.

مرقدت قلب تپنده کبوتران زائر است

و گنبدت،

خورشید طلایی شب‏های بی‏ستاره مشتاقانت.

هر صبح، آفتاب به عشق سایه گرفتن در حجره‏های حرمت، از پشت کوه‏ها سربالا می‏آورد.

تو نرفته‏ای؛

 هنوز هم در ثانیه ثانیه این شهر نفس می‏کشی،

هنوز زندگی در فواره حوضچه‏های حرمت می‏رقصد.

هنوز کبوترها بوی تو را به دورترین بام‏های غریب شهر هدیه می‏کنند.

با وجود مقدّس تو، اینجا هیچ بامی دیگر از غصه بی‏کبوتری دق نخواهد کرد

اینجا، همه نامه‏هایی که کبوترها می‏برند، خلاصه می‏شود به عطر روحانی نفس‏هایت.

شهر می‏خواهد رفتنت را سیاه‏پوش شود؛ ولی نه! با این‏همه بودن، چگونه رفتنت را سیاه بپوشد؟

تو همیشه اینجایی؛

بیشتر از تمام کسانی که به ماندن فکر می‏کنند؛

حتی تو نزدیک‏تری از همین خورشید هر روزه،

 از روز و شب‏هایی که بی‏خبر می‏آیند و بی‏خبرتر می‏روند،

 از همین هوایی که اگر جریان هم دارد، به عشق توست.

هنوز تمام جان‏های بی‏قرار، بی‏قرار تواند؛

 بی‏قرار ضریح کوچکت که بوسه‏گاه زائرانی‏ست که از کبوترهای حرمت بیشتر کبوتر شده‏اند.

نه! هیچ‏کس باور نخواهد کرد رفتنت را، با این‏همه حضور مهربانی که داری.

+ نوشته شده در  ساعت 17:6  توسط معصومه اعتمادی  | 

زیارت قبول

 


 همه ی رنج راه ، خرج سفر ، تهیه ی مقدمات زیارت و حضور در حرم و نماز و زیارت یك طرف ...

قبولى زیارت هم یك طرف !

كفه ی كدام یك سنگین ‏تر است؟

هر دیدارى «نیت‏» و «شوق‏» مى‏خواهد ؛ زیارت حرم «بى بى‏» نیز همین طور.

هر كس كه دل خود را برداشته و با یك دنیا شوق به این حریم آمده است ، لابد نیتى كرده و حاجتى دارد . هم زیارت مقدس است ، هم «شوق زیارت‏» . آنان كه از راه هاى دور، پس از مدتها آرزومندى و اشتیاق ، قدم در حرم مى‏گذارند ، مثل تشنه‏اى كه به آب برسد ، خود را «واصل‏» مى‏یابند . پس از انجام زیارت ، به یكدیگر مى‏گویند : « زیارت قبول ‏» !

راستى ... قبول كى ؟ چه كسى باید زیارت ما را قبول كند ؟ خدا ؟ فرشتگان ؟ حضرت معصومه(س) ؟

و ... از كجا بدانیم قبول شده است ‏یا نه ؟ نشانه ی قبولى زیارت به چیست ؟ اگر قبول نشود چه خواهد شد ؟ اینها همه سؤالاتى است كه در ذهن یك زائر عارف و صاحبدل وجود دارد ؛ زائری كه با همین نیت‏ به زیارت آمده است ، كامروایى‏اش نیز در این است كه به این خواسته و هدف برسد .

اگر زیارت كنى و قبول نشود ، از یك گنبد و دیوار و ایوان و صحن دیدار كرده‏اى ، نه زیارت یك حجت الهى و نور خدایى و روح پاك !

زائر، آرزومند تشرف به حرم است . نگاهش كه به گنبد طلایى و صحن باصفاى بانو مى‏افتد ، خرسند مى‏شود . چه عنایت ‏بزرگى است این سعادت ! سزاوار است كه بر این نعمت ، خدا را شكر كند . دو ركعت نماز شكر در رواق پر نور حرم ، دل را آرامش مى‏بخشد ، آنگاه زیارت بى بى.

باید خدا بپذیرد ، حضرت معصومه (س) باید به حضور بپذیرد ، اذن ورود دهد ، او باید عنایت كند ، نگاهى سرشار از عنایت ‏به زائران بیفكند . قبولى خدا شرط عمده ی این زیارتى است كه عبادتش می نامند .

زائر صاحبدل ، با همه ی عشق و محبتى كه دارد و با همه امیدى كه در دلش جوانه مى‏زند، از یك مساله نگران است و آن اینكه آیا زیارتش قبول شده است ‏یا نه ؟ این اندیشه او را آرام نمى‏گذارد . مى‏خواهد به اطمینان برسد .

باید جواب را از «دل‏» و «عمل‏»  پرسید .

دل ، گواه صداقت در عشق است و عمل ، نشانه ی درستى ادعاى محبت و دوستى . كسى كه دلش با «آل محمد» است ، عملش را نیز هماهنگ با آنان مى‏سازد .

كسى كه «نیت درونى‏» اش با مودت و ولاى «اهل بیت‏» گره خورده باشد ، «عمل بیرونى‏»اش هم هماهنگ و همرنگ با فرهنگ اخلاقى و معنوى این خاندان خواهد بود.

زائر، نشانه ی « قبولى زیارت‏» را باید در اعمال خود جستجو كند ، در هماهنگى روحش با عملش و خطش با خط اهل بیت ، با همسویى با این خاندان در پاكى گفتار و رفتار.

البته این خاندان ، كریمند و بزرگوار. ناخالصى‏هاى زائران را نادیده مى‏گیرند ، به «صدق نیت‏» زائر ، بها مى‏دهند ؛ صفاى باطن زائر برایشان ارزشمند است ، ولى با این همه، قبولى زیارت در سایه ی «معرفت‏» است . اینكه در روایات مربوط به زیارت " بى بى " و ائمه دیگر آمده است كه زائر «عارفاً بحقه ‏» باشد ، یعنى همین. زائر باید بشناسد كه مدفون در این بقعه كیست ؟ چه كرده ؟ چه گفته ؟ چگونه زیسته ؟ چه مقامى دارد ؟ چه حقى بر گردن ما دارد ؟ ما چه وظیفه‏اى در مقابل او داریم و تا چه حد به این تكلیف عمل كرده‏ایم ؟!

اهل بیت، آیینه ‏اند.

به زیارت رفتن، یعنى ایستادن در مقابل آیینه ‏هاى كمال نما. زائر در این آیینه چه مى‏بیند ؟ نورانیت آنان و تاریكى خود را ، كمالات عترت و نقص و كمبود خویش را . البته زیارت مى‏رود كه ظلمت دل خود را به نور تبدیل كند و نقص خود را در سایه كمال آنان برطرف سازد . این خاصیت «نگاه در آیینه‏» است . اگر این توفیق را یافت ، دیدارش سودمند و زیارتش قبول شده است .

خدا، كار خوب را از اهل تقوا مى‏پذیرد .

زیارتى مقبول است كه در حالات روحى ، رفتار ، اخلاق و تهذیب زائر، اثر داشته باشد ، زیارتى با معرفت ، با قصد قربت ، دور از ریا و تظاهر، بدون آمیختن آن به گناه، حفظ صفاى روح در ایام پس از زیارت ، نزدیك تر شدن به اهل بیت ، دورتر شدن از اهل معصیت ، توبه كردن ، پاك شدن و پاك ماندن.

این ها نشانه عنایت الهى به زائر است و این ها یعنى قبولى زیارت.

زیارت اگر قبول شود ، ذخیره آخرت مى‏گردد ، عامل نجات مى‏شود و حجت ‏خدا را به «بازدید» این زیارت وامى‏دارد .

اگر زائر حضرت معصومه ‏اید ، زیارت قبول !  

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 15:24  توسط معصومه اعتمادی  | 

تر ا می خوانم ای بانویی که ترا معصومه (س) نامیدند

بانویی که به شرافت کامل نبوی نایل آمد و علویه باقی ماند نامش فاطمه است و چون به معصومیت معصومان عصمت ایمان داشت او را به مشهورترین لقب ، «معصومه» می نامیدند .
از پدر پوشاندن غیظ را آموخت. پدرش موسی بن جعفر علیه السلام به وی آموخت به دنبال حقیقت برود و در این راه از بذل جان دریغ نورزد حتی اگر در دیار غربت تب کند و بیمار شود و روح از بدن فارغ نماید. این بزرگ بانو را نجمه خاتون سلام الله علیها مادر بود و در این دامن پر عصمت است که پسر شمس الشمو س می شود و در دیار خراسان خورشید تابان آسمان ولایت می گردد و خاک ایران را به نور امامتش منور و کانون محبت ولایتمداران و درد مندان و مستمندان و غربا می سازد و علی نام می گیرد و ملقب به رضا می شود که جز رضای حق به هیچ چیز رضا نمی دهد و اینگونه می شود که حضرت معصومه سلام الله علیها با حضرت رضا علیه السلام از یک مادر هستند و در دامن پدر ی چون باب الحوایج حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به بالندگی می رسند و هر دو راهی بلاد ایران می شوند تا اینکه خواهر شهر قم را با قدومش پر برکت و طوافگاه اهل دل می نماید و برادر خراسان را مشهد خویش بر می گزیند و شهر پر کرامت مشهد مقدس را جانپناه اهل یقین می سازد .
معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه منوره دیده حق بین خویش را گشود . دیری نپایید که در همان سنین کودکی مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامی خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام قرار گرفت.
در سال ۲۰۰ هجری قمری در پی اصرار و تهدید مأمون عباسی سفر تبعیدگونه حضرت رضا علیه السلام به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسی از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهی خراسان شدند.
یک سال بعد از هجرت برادر، معصومه (س ) به شوق دیدار برادر و ادای وظیفه نسبت امام خویش به همراه عده‌ای از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و آوازه ی این بانو عالمه به حدی بود که در مسیر به هر شهر و دیار می رسید مشتاقان کمالات و فضایل و دانش و عصمت را به خود فرامی خواند و در این میان نیز مردم عوام اما شیفته عصمت و ولایت از فیض کرامت و دعای خیر او بهره مند می شدند و هر کس تا آنجا که می توانست خود را در پرتو نگاه خورشیدی علوی او قرار می داد تا از عشق گرما بگیرد و دلگرم شود به جلوه های محبت این عصمت خدا و گوش می سپردند به خطبه های علی و زینب گونه اش که می فرمود ؛ بنی‌عباس حیله گر است ... اگر در پستی و خباثت از بنی امیه بیشتر باشند کمتر نیستند ... اینان فرزندان امیه و عباس از ریشه درخت زقوم هستند و سخت جان و روح و ایمان را به تلخی می کشند و در راه گفت و گفت و حق خواهی کردتا کاروان عصمت و ولایت خواهی معصومه ( س ) به شهر ساوه رسید عده‌ای از مخالفان اهل‌بیت که از پشتیبانی مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان ایشان وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتی بنابر گفته ای معصومه سلام الله علیها را نیز مسموم کردند.چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ به ایشان باقی مانده مسیر و راه را گفتند و چون شنید که به قم نزدیک است و دیگر از درد فراق برادر و مسمومیت و تعب راه به بستر بیماری اقفتاده بودند فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که می‌فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است.
بزرگان شهر قم وقتی از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن بانو شتافتند؛ و در حالی که «موسی بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعری» زمام ناقه آن حضرت را به دوش می‌کشید و عده فراوانی از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه بانو در حرکت بودند، حدوداً در روز ۲۳ ربیع الاول سال ۲۰۱ هجری قمری ایشان وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلی که امروز «میدان میر» نامیده می‌شود شتر آن حضرت در مقابل در منزل «موسی بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبان ی بزرگ بانویی که در دانش و تقوا سر آمد همقرینان و عصر و روزگار بودند نصیب او شد.
معصومه ( س ) فقط توانست به مدت ۱۷ روز در این شهر زنده بماند و سرانجام در روز دهم یا دوازدهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، محل عبادت آن بانو در مدرسه سِتّیه به نام «بیت النور» محل زیارتش شد .
به سال ۲۵۶ هجری قمری اولین گنبد مزار این بانو توسط برادر زاده اش به نام زینب دختر امام جواد علیه السلام بر فراز قبر ش بنا شد .
در باره معصومیت و دانش و فضل این بانو چنین گفته شد :
الصادق علیه السلام : خداوند حرمی دارد که مکه است پیامبر حرمی دارد و آن مدینه است و حضرت علی علیه السلام حرمی دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از هشت در بهشت سه در آن به قم باز می‌شود - زنی از فرزندان من در قم از دنیا می‌رود که اسمش فاطمه دختر موسی علیه السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت می‌شوند.
امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است .
امام صادق علیه السلام: کسی که آن حضرت را زیارت کند در حالی که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست .
امام صادق علیه السلام : آگاه باشید که حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است .
لقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتی فرمود: «هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.»
و نیز چنین فرمود : هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در ری یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در می‌یابد.
دیگر اینکه حضرت معصومه سلام الله علیها را «کریمه اهل بیت» لقب داده اند .

+ نوشته شده در  ساعت 8:6  توسط معصومه اعتمادی  | 

تقدیم به بانوی کویر

 

امشب می‏خواهم از انعکاس اشک‏هایی که در خانه نور می‏بارند، آینه‏ای برای خویش بسازم. هر روز خویش را در آینه مرور کنم و بیشتر به گمشدگی خویش پی‏می‏برم. امشب می‏خواهم خیره شوم به نقطه طلایی عشق؛ همان نقطه‏ای که خیلی‏ها را آشیان داد. صدای او برای من، پُر از ترانه‏های خدایی است و نیز می‏دانم که برای همه چنین است.

امشب می‏خواهم خیلی چیزها را به او بگویم. بگویم که شرمنده‏ام بانو! نمی‏دانم چه قدر توانسته‏ام یاد و نام او را در زندگی خویش وارد کنم. آینه‏ام می‏گوید: هیچ، هیچ! هق‏هق گریه‏هایم در بی‏صدایی شب، گم می‏شود. چه سخت است کنار آسمان، زمینی باشی. نمی‏دانم اشک‏ها و صداقتم را به توفان کدام لحظه سپرده‏ام که اینک، جستجوگر زلالی‏اش در درون کویری خویشم. نمی‏دانم شعله‏های دوستی با او در پسِ کدام گردباد دنیایی خاموش شد که اینک بی قرارم و روسیاه.

امشب می‏خواهم برای رسیدن به آفتاب، کمی از غرور جوانی‏ام را به خاک بسپارم. امشب می‏خواهم پر از ستاره شوم، پر از ستاره‏های اشتیاق، پر از باران، پر از صداقت، تا فقط لحظه‏ای بتوانم عاشقانه سلام گویم.

امشب می‏خواهم با دلم خلوت کنم و غوغای عشق را در دل کبوتران آن گنبد طلایی باور کنم. امشب می‏خواهم پرواز را حتی برای لحظه‏ای در ذهنم تصور کنم.

امشب می‏خواهم قصه‏های غریبانه ناامیدی را به فراموشی بسپارم که تکیه‏گاه نوازشگری برای غصّه‏های شبم یافته‏ام. امشب می‏خواهم تا گنبد طلایی بانو پرواز کنم؛ سبک‏بال و آسوده.

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:37  توسط معصومه اعتمادی  | 

سلاله عشق

 

او بانوي كرامت ، محبوبه رضا ، معصومه موسي عروج كرد و يك دنيا اشك و رحمت نصيب قم گشت . از آن پس دلهاي هزاران شيعه به ضريح زيبا و با صفاي خانم گره خورد و شيعيان هرچه دلتنگي از فقدان مزار بي بي حضرت فاطمه (س) در دل نهفته دارند . اينجا و در كنار بارگاه نوراني اين سلاله عشق صميمانه با حضرت معصومه (س) در ميان مي گذارند . چه بسا دلهايي كه از داغ زهرا سوخته است و براي تسلي خاطر دل در گرو اين بارگاه نوراني دارند .
شاعري دلسوخته كلامي زيبا را در اين حال و هوا به واژه كشيده كه :
آن قبر كه در مدينه شد گم پيدا شده در مدينه قم
جضرت معصومه تجلي محبت هاي فاطمه زهرا (س) است و گاه براي شيعيان واقعي جريانات و حكاياتي به وقوع مي پيونند كه باور به اين حقيقت را استوارتر مي گرداند مرحوم آيت ا... مرعشي نجفي مكرر جريان آمدن خويش به قم را اينگونه نقل مي كنند كه :
پدرم مرحوم آيت ا... سيد محمود مرعشي كه در نجف اشرف مي زيست بسيار علاقمند بود كه به طريقي محل قبر شريف جده اش زهرا (س) را بيابد .براي اين مقصود مشغول عبادت و ذكر و دعا شد و چهل شب به آن مداومت كرد تا شايد از طريقي از محل مرقد شريف حضرت آگاه گردد شب چهلم بعد از انجام اعمال مخصوص و توسل فراوان به بستر خواب رفت و در عالم خواب به محضر امام باقر (ع) رسيد امام به او فرمودند:
"
عليك بكريمة اهل البيت".
ايشان تصور كرد منظور امام از اين جمله " حضرت زهرا سلام الله عليها " است عرض كرد : آري قربانت گردم ! من نيز براي اين جهت چهل شب به عبادت و توسل پرداختم كه محل شريف قبر آن حضرت را دقيقتر بدانم و زيارتش كنم . امام (ع) فرمودند : منظور من قبر شريف حضرت معصومه در قم است پس افزودند : به خاطر مصالحي خداوند اراده نموده كه قبر حضرت زهرا براي هميشه بر همگان مخفي باشد از اين رو قبر حضرت معصومه را تجليگاه قبر شريف حضرت زهرا (س) قرارداده است . اگر قرار بود قبر حضرت آشكار باشد همان شكوه و عظمتي كه براي مرقد حضرت زهرا (س) مقدر بود خداوند براي قبر حضرت معصومه (س) قرار داده است(6).

بعد از بيدار شدن از خواب آيت ا... سيد محمود مرعشي بي درنگ با همه اعضاي خانواده اش از نجف اشرف عازم قم شد و به زيارت مرقد حضرت معصومه (س) پرداخت .
آري هرگاه به زيارت محبوبه خدا مي روم اشك هايم را نذر مظلومانه آل الله مي نمايم تا روزيكه سبز پوش ذوالفقار بدست ، از افق طلوع كند و برمزار غريبانه مادر خويش باراني شود .
قاصدكها ، پروانه ها و ستاره ها هر روز به نمازهاي بانو اقتدا مي كنند و چه زيباست عطر محبوبه آل بيت ! وقتي نسيم نوازشگر زيارتنامه چشمهايمان را طراوت مي بخشد .

يا فاطمه اشفعي لنا عندالله
والسلام

+ نوشته شده در  ساعت 11:13  توسط معصومه اعتمادی  | 

چشمه ی کویر

 

عصمت قم و چشمه‌ی کویر، حرم حضرت معصومه علیها السلام است.

او فاطمه‌ی ثانی است،

 که فقیهان و بزرگان، آستان بوس حرم اویند. مزارش بهشتی از معنویت و صفا و چشمه‌ای از فیض و

کرامت است. برکت از حریم و حرمش می‌جوشد و عصمت و عفاف، رهتوشه‌ی زائران اوست.

بانوی نجابت و پاکی، این خطّه‌ی کویری را به «گلشن ایمان» و «حرم عفاف» تبدیل کرده است.

حضرت فاطمه‌ی معصومه علیها السلام ،

عصمت اهل ولاست و حرمش،

 آشیانه‌ی آل محمد و این بانو «معصومه‌ی» اهل بیت.

قرن‌هاست که حرم حضرت معصومه علیها السلام،

 مغناطیس دل‌های پاک و کهربای جان‌های شیفته است.

کوثر همیشه جوشان حرم فاطمه، سیراب کننده‌ی تشنگان علم و ایمان و حکمت و معنویت است.

فاطمه‌ی معصومه علیها السلام، جلوه‌ی دوباره‌ی زهرای اطهر علیها السلام است

 و شکوه بارگاه رفیعش، تسلّی بخش

سوخته دلان بر مزار پنهانِ فاطمه‌ی زهراست.


برگرفته از کتاب"قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

+ نوشته شده در  ساعت 10:22  توسط معصومه اعتمادی  | 

بانوی کرامت

 

كوير براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى كنند.

آرام آرام، بر پهنه كوير حضور پرولايت شكوفه مى دهد ; غربت به يمن غريب معنامى يابد.

دلم مى خواهد برايتان از بانويى سخن بگويم كه خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى دهدو در آينه حرمش چهره آرايد.

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه همانند زينب (س) كه براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف كرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين كويرى قم حيات بخشيد .

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه به يمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى .

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بيتوته مى كنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى كويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سايند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

معصومه …

معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت .

معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن .

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن .

معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد .

معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است .

معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.

+ نوشته شده در  ساعت 1:11  توسط معصومه اعتمادی  | 

مطالب قدیمی‌تر